اعلیحضرت همایونی شاهنشاه آریامهر رضا شاه دوم پهلوی

پیام شاهزاده رضا پهلوی بمناسبت یکصد و چهارمین سالگرد جنبش مشروطیت

۱۴ امرداد ماه ۱۳۸۹

هم میهنان عزیزم،

امروز در آستانۀ سالگرد انقلاب مشروطیت، میهن عزیز ما شاهد گسترش و رشد جنبش رهایی بخش دیگری برای تحقق خواست های دیرینۀ مردم ایران است؛ جنبشی که می رود آن چه در انقلاب مشروطیت ناتمام مانده بود به پایان بَرَد و آرمان های تحقق نیافتۀ مردم ایران را برآوَرَد. شباهت های این دو نهضت رهایی بخش بسی بیشتر از تفاوت های آن هاست. هدف های اصلی رهبران انقلاب مشروطیت ایجاد حکومت برخاسته از ارادۀ مردم، تامین و تضمین آزادی ها و حقوق اساسی شهروندان، تفکیک قـــوای سه گانــه، تاسیس دادگستری مستقل و عُـرفی و سرانجـام بـرکشیدن ایــران از ورطۀ عقب ماندگی صدها ساله و نزدیک شدن به دنیای متمدن و پیشرفته بود. گرچه نخبگان و سرآمدان آن روز جامعه در نشر و ترویج آرمان های انقلاب نقشی اساسی ایفا کردند، طبقات گوناگون مردم ایران از روحانیان روشن بین گرفته تا بازرگانان و بازاریان خسته از فساد و تعدیات حکومت استبدادی نیز در پیروزی جنبش مشروطه خواهی سهمی به سزا داشتند.

در آستانۀ انقلاب اسلامی، بخشی بزرگ از آرمان های مشروطه خواهان تحقق یافته بود و به یقین اگر رهبران واپسگرا و انحصارجوی این انقلاب حرکت تدریجی ایران به سوی استقرار یک جامعۀ باز و خردگرا و پیشرفته را بی رحمانه سد نمی کردند چه بسا مردم ایران تا کنون به همۀ خواست های انسانی خویش رسیده بودند.

جنبش سبز، جنبشی که چشم جهانیان را به عزم و همت ایرانیان برای ادامۀ دستیابی به آزادی خیره کرده است، پرچمی را که نیاکان ما در مخالفت با حکومت استبدادی به دست گرفته بودند بار دیگر، و این بار با توانی بیشتر، برافراشته است. شرکت قهرمانانۀ شماری بزرگ از زنان هشیار و آزادی خواه ایران در این جنبش به یقین ضامن نهایی پیروزی ملت در این پیکار تاریخی خواهد بود. به ویژه از آن رو که، همانند دوران انقلاب مشروطیت، روحانیان و بازاریان و اصنافِ معترض به رفتار خون ریز حاکمان نیز به تدریج و روزافزون به صفوف هم بستۀ مردم می پیوندند و بر نامشروع بودن حکومت مُهر تایید می زنند.

مستبدانی که در انقلاب مشروطیت رویاروی نیاکان آزادی خواه ما ایستادند پس از اندک مقاومتی به خواست آنان تن در دادند و مسند قدرت را به آنان سپردند. امروز، اما، دشمنان آزادی و انسانیت در سرکوب بی رحمانۀ مردم بی دفاع کارنامه ای سیاه تر از هر حکومتی دارند که بر سرزمین کهن ما فرمان رانده است. با این همه، مطمئن باشیم که جبهۀ شکست ناپذیر آزادی خواهی بر حکومت از درون پوسیدۀ مستبدان چیره خواهد شد و نهال خشک ناشدنی آزادی که در انقلاب مشروطیت ریشه گرفت در جنبش سبز مردم مصمم ایران به بَر خواهد رسید.

خداوند نگهدار ایران باد

رضا پهلوی

 پیام شاهزاده رضا پهلوی بمناسبت یکصد و چهارمین سالگرد جنبش مشروطیت

در سالگرد درگذشت پدرم

پنجم امرداد ماه ۱۳۸۹

سی سال پیش پدرم با چشمی گریان و دلی افسرده خاک وطنش را ترک گفت، در این آرزو که با رفتنش آرامش و صلح از دست رفته به ایران عزیزش بازگردد، خون هموطنانش در آشوب انقلاب بر زمین نریزد و بیگانگان با گسترش دامنۀ ستیزخانگی سودای تعرض به ایران در سر نپرورانند.
اما، نه تنها آرزوی او بلکه آرزوی هیچ یک از ایرانیانی که به امید دسترسی به آزادی ها و حقوق بشر به پیشباز انقلاب رفتند برآورده نشد. کسانی بر وطن دلبندش مسلط شدند که در این سال ها با ایران و فرزندانش آن کردند که هیچ دشمن بی رحمی در تاریخ نکرده بود. اینان از خونریـزی و خــرابی های بی شمار، از ستیز با همۀ حقوق و آزادی های مردم ایران، از ماجراجویی و جنگ طلبی، از هدر دادن سرمایه های انسانی و مادی وطن و از تحقیر نام بلند ایران در جهان، یک لحظه هم دست نکشیده اند و من یقین دارم که نخواهند کشید.
می گویند، و درست می گویند، که تاریخ داورنهایی نیک و بد کارنامۀ کسانی است که در زندگی مردمان و در سرنوشت جامعۀ خویش نقشی عمده داشته اند. اما، این داوری در یک آن و یک باره رُخ نمی دهد و شمار داوران کارنامه ها محدود به محققان و نویسندگان نیست. اعضای هرجامعه ای پیوسته در کار این داوری اند.
داوری ایرانیان دربارۀ کارنامۀ پدرم نیز همچنان ادامه دارد و خواهد داشت. تردید ندارم که این داوری همیشه منصفانه خواهد بود، روان پدرم را شاد و فرزندانش را سربلند تر از همیشه خواهد کرد.
از همۀ هم میهنان عزیزی که در سالگرد درگذشت او خود را دراندوه من و خویشانم شریک دانسته اند صمیمانه سپاسگزارم.

رضا پهلوی

 در سالگرد درگذشت پدرم

پیام شاهزاده رضا پهلوی به مناسبت سالگرد جنبش ۱۸ تیر

۱۸ تیرماه ۱۳۸۹

دانشجویان آزاده و برومند وطن

یازده سال از روزی می گذرد که باری دیگر نقاب از چهرۀ دشمنان شما، شمایی که پرچمداران دیرینۀ آزادی و دانش و معرفت و انسانیت در وطن ایــد، برداشته شـد. همانـان که سی و یکسال پیش نخستین گام شان در اثبات این دشمنی بستن دانشگاه های ایران و تصفیه و اخراج استادان آزموده و فرهیختۀ آن بود در تجاوزی وحشیانه به حریم مقدس دانش و خِرد ورزی به قتل و غارت و ویرانگری پرداختند و بر فرزندان گرانقدر وطن آن آوردند که مهاجمان مغول در دوران بربریت بر نیاکانشان نیاورده بودند. اگر بنا بود در سالروز هر کینه وستیزی که سرکردگان جاهل و خِرد گریز رژیم بر شما روا داشته اند به سوگ نشینیم، هیچ روزی از سال مستثنی نمی بود.

روزی نبوده که از عمر حکومت پس گرای اینان بگذرد و به تلاشی دیگر برای پایمال کردن حقوق و آزادی های مسلم شما دست نزنند. نخست استقلال دانشگاه های ایران، این مهم ترین شالودۀ تعلیم و تعلم و پژوهش و خلاقیت علمی آزادانه را جسورانه از میان بردند. آن گاه مدیریت دانشگاه ها را به کسانی سپردند که به دانش و پژوهش آزادانه همانقدر اُنس و اُلفت داشته اند که بوف کور به روشنایی. به دخالت و تصمیم چنان کسان بوده است که نه استادی در کار تحقیق و آموزش امنیت داشته و نه دانشجویی به بهره جویی از دانشگاه حقی. امروز کار دشمنی حاکمان با دانشگاهیان بدانجا کشیده شده که تدریس علوم انسانی و اجتماعی را نیز که در بستر تجربۀ دانش و پژوهش جوامع آزاد غربی ریشه دوانده به عنوان نمادی از تهاجم فرهنگی غرب محکوم می کنند و عزم آن کرده اند که با دخالت در نگارش متون دانشگاهی دانشجویان ایران را از آشنایی با این علوم پایه یکسره محروم سازند تا شاید عشق به آزادی و حقوق انسانی در آنان افسرده شود و تصمیمشان به برپایی حکومت مردمی به سستی گراید.

چنین سودای خامی، اما، تنها در دل های تاریک و ذهن های خِرد ستیز کسانی ریشه می گیرد که نه از گذشته می آموزند و پند می گیرند و نه از حرکت مستمر و وقفه ناپذیر انسان ها بسوی آزادی از بندهای اسارت و تحقیر. آن ها هنوز درنیافته اند که جوانان هشیار و آزادۀ ایران با گذشتن هر روز از عمر حکومت تبه کاران، با هر خشونت تـازه ای که بر آنان می رود، با هر حق دیگــری که از آنان گرفته می شود، شــور تــازه ای به رهایی می یابنــد؛ آزادی هــا و حقـوق از دست رفتــه بـــرایشان معنـای تازه تری می گیرد و رویدادهای سیاه خردادها و تیرها و بهمن ها تصمیم شان را به رسیدن به دوران نور و روشنایی استوارتر از همیشه می کند.

برشما جوانان عزیز ایران، خواهران و برادران شایستۀ میهن درود بی پایان می فرستم و به مادران و پدرانی که شما را چنین آزاده و حق طلب پرورده اند تبریک می گویم. تا شما چنین هشیارانه و مصممانه به دفاع از آزادی ها و حقوقتان، از سرزمین کهنسالتان گام برمی دارید، به پیروزی نهایی ملت بر تباهی و تاریکی یک لحظه هم تردید روا نیست.

خداوند نگهدار ایران باد

رضا پهلوی

 پیام شاهزاده رضا پهلوی به مناسبت سالگرد جنبش ۱۸ تیر

پیام شاهزاده رضا پهلوی به مناسبت سالگرد جنبش بیست و دوم خرداد ۱۳۸۸

هم میهنانم، شیرزنان و شیرمردان آزادیخواه،

بیشتر از سی سال است که مردم پُر همت و آهنین ارادۀ میهن عزیز ما در راه دستیابی به حقوق مسلم خویش دلاورانه کوشیده اند. شمار زنان و مردان از خود گذشته ای که در این تلاش های حماسه آفرین از جان خویش نیز دریغ نکرده اند از حساب بیرون است. یاد و نامشان به یقین در برگ های زرین تاریخ وطن جاودانه و محترم خواهد ماند. اما، غیرت و همتی که فرزندان شیردل وطن در پیکار با دشمنی بی رحم و خونریز در سالی که گذشت از خود نشان داده اند در تاریخ پُر حماسۀ جنبش آزادی خواهانۀ مردم ایران نظیر و بدیلی ندارد.

انتخابات مخدوش و نامشروعی که رژیم ولایت فقیه، بر الگوی همۀ انتخابات باطل پیشینش، برگذار کرد نمایشی تازه و بی شرمانه از دشمنی همیشگی اش با ابتدایی ترین حقوق ملت بود. این بار، اما، میلیون ها تن از مردم ایران، خشمگین و به بهانۀ دستبرد آشکار حکومت به صندوق های آراء، و خسته از تبه کاری ها و جنایت های سی سالۀ رژیم، در سراسر ایران به اعتراض برخاستند و بی توسل به کمترین خشونتی جنبشی را آغاز کردند که در مردم جهان تحسین و در دل تاریک سران رژیم وحشت برانگیخته است. باری دیگر، و این بار ددمنشانه تر از همیشه، سران حکومت غاصب، این اشغالگران ایرانی نمای خاک پاک ایران، دست به چنان سرکوب و شکنجه و کشتار بی رحمانه ای زده اند که از دست دشمن ترین دشمنان ایران نیز هرگز برنیامده بود. هیچ گروه و صنف و طبقه ای از مردم ایران از این توحش قرون وسطایی مصون نمانده است. قربانیان اصلی، اما، جوانان برومند و زنان شیردل ایران بوده اند که هر تهاجم و توحش تازه ای دل هایشان را قوی تر و ارادۀ آنان را به ادامۀ راه راسخ تر کرده است.

هم میهنان عزیز و آزاده ام،

تردیـد نکنیم که امروز، در آستانـۀ نخستین سالگـرد این جنبش جانانـه، دشمـن از همیشه زبون تر و درمانده تر شده است. روزی نیست که وجدان تازه ای بیدار نشود و شماری دیگر از صف پراکندۀ حاکمان وحشت زده به دامن شما پناه نیاورند. آثار شکاف و اختلاف های دیرین میان غاصبان حقوق ملت از پرده برون افتاده و آنان را آشکارا به جان یکدیگر انداخته است. هر خشونت و توحش تازه ای را نشانی دیگر از درماندگی و انزوای بیشتر رژیم بشمریم. به یاد داشته باشیم که در این پیکار علیه استبداد و خشونت و حق کشی تنها نیستیم. مردم آزادۀ جهان به حقانیت پیکار ما علیه نظام خودکامه و ماجراجو بیشتر از همیشه پی برده اند و دیر یا زود دولت های خویش را ناچار به پشتیبانی از جنبش آزادیخواهانۀ ما خواهند کرد. تصویب قطعنامه های گوناگون در شورای امنیت سازمان ملل متحد در طرد و تقبیح تلاش رژیم برای دستیابی به سلاح هسته ای، هر قدر هم ضروری، به حیاتی ترین نیاز مردم ایران که همانا آزادی و رهایی از چنگال خونین خودکامگان است پاسخی نمی دهد. بر همۀ هموطنان ما در خارج از ایران و به ویژه بر همۀ سازمان ها و کانون های کوشندۀ حقوق بشراست که در هر فرصتی و با هر وسیله ای صدای حق طلبانۀ آزادیخواهان ایران را به گوش جهانیان برسانند و آنها را از عمق نفرت مردم ایران نسبت به رژیم ضد انسانی جمهوری اسلامی آگاه سازند.

با این همه یقین بدانیم که بدون چنین پشتیبانی نیز نهال جنبش سبز ما از رویش و بالندگی باز نخواهد ایستاد. حتی اگر سرکوبگران بتوانند با رفتارهای خشونت آمیز خود ایرانیان را از تجمع مسالمت آمیز در سالگرد انتخابات باطل بازدارند و مانع از تجلی احساسات آزادیخواهانه و میهن دوستانۀ آنان شوند، ارادۀ حق طلبان ایرانی به ادامۀ پیکار دور از خشونت دو چندان خواهد شد و مردم شریف و بیدار ایران به پیروزی نهایی خواهند رسید.

خداوند نگهدار ایران باد

رضا پهلوی

 پیام شاهزاده رضا پهلوی به مناسبت سالگرد جنبش بیست و دوم خرداد ۱۳۸۸

پیام شاهزاده رضا پهلوی بمناسبت اعدام پنج تن دیگر از مبارزان بی گناه

هم میهنان عزیزم،

باردگر رژیم دژخیم حاکم برای بقای خود فرزندان ایران را قربانی کرد و با ترفند همیشگی درجهت ایجاد ترس و وحشت در میان مبارزان، دست به اعدام پنج تن بی گناهانی که تنها گناهشان آزادیخواهی و آزاد منشی بوده، زده است.

فرزاد کمانگر، علی حیدریان، فرهاد وکیلی، شیرین علم هولی و مهدی اسلامیان و بیشماران دیگری، جان خود را در راه ایرانی آزاد و سربلند هدیه کرده اند و این بر ما ملت است که فداکاری این جانباختگان را پاس داریم.

هم میهنانم،

همبستگی و تعهد ما در راه رهایی ایران و ایرانی می تواند آرزوهای راستین این عزیزان و صدها چون آنان را که با خون خود درخت آزادی را آبیاری کرده اند، جامۀ عمل بپوشاند و یکبار و برای همیشه دست این رژیم ضد بشری و ضد ایرانی را از دامان پاک کُهن میهن عزیزمان کوتاه کند.

از صمیم قلب فقدان این فرزندان سرفراز ایـران را به خانـواده های رنجـدیده شان و ملت مبارز ایران تسلیت می گویم و در این غم تسلی ناپذیر همدرد هستم.

خداوند نگهدار ایران باد

رضا پهلوی

 پیام شاهزاده رضا پهلوی بمناسبت اعدام پنج تن دیگر از مبارزان بی گناه

پیام شاهزاده رضا پهلوی به مناسبت ۱۱ اردیبهشت، روز جهانی کارگر

هم میهنان شریف وگرامی،

اول ماه می به روز نمادین همۀ شهروندانی ثبت شده که با خلاقیت و کار و کوشش خود چرخ های ادارۀ جوامع بشری را به حرکت در می آورند. در حالی که این روز در سراسر جهان جشن گرفته می شود، در کشور ما کارگران از محروم ترین بخش جامعه با گذران زندگی روزمره دست به گریبانند. و از برکت انقلاب نامبارک جمهوری اسلامی ماه ها از دریافت کمترین دستمزد کار خود محرومند.

با تاسف این بخش از مبارزین ایران در شرایطی به پیشباز این روز جهانی میروند که استبداد و خفقان شدیدی بر کشور حاکم است و شمار زیادی از همقطاران آنان در زندان ها بسر میبرند و فشار فقر، بیکاری، گرانی و تورم و فضای محنت زای عمومی بر دوش آنان سنگینی می کند.

در جمهوری اسلامی هیچگاه بین کار، سرمایه و مدیریت یک اشتراک مساعی منطقی که ضامن رفاه و پیشرفت اجتماعی است وجود نداشته است. در صورتی که در کشورهای پیشرفتۀ جهان کارگران به شکرانۀ مبارزات طولانی برای تشکیل سندیکاهای خود، نه تنها امروز از رفاه مادی چشمگیری بهره می برند، بلکه کیفیت زندگی آنها با بهره جستن از دانش ها، هنرها، بیمه ها، خدمات درمانی، حقوق بازنشستگی و گردشگری های جهانی و غیره رشگ برانگیزاست. همۀ این دستاوردها را کارگران در سایۀ اتحاد و تشکیلات خود و مشارکت جانانه در جنبش های مردمی برای دموکراسی در کشورهایشان بدست آورده اند.

می توان از تجربیـات زیـادی بدرستی نتیجه گرفت که نظام های دیکتاتـوری حقوق کـارگر را بر نمی تابند و تنها دموکراسی و آزادی است که به سعادت کارگران منجر می شود.

من باور دارم که کارگران ایران با پیوستن به سایر جنبش های آزادیخواهانه سرانجام پیروز خواهند شد و هیچ فعال سندیکایی دیگر هیچگاه در سیاهچال استبداد بسر نخواهد برد.

خداوند نگهدار ایران باد

رضا پهلوی

 پیام شاهزاده رضا پهلوی به مناسبت ۱۱ اردیبهشت، روز جهانی کارگر

پیام شاهزاده رضا پهلوی به مناسبت سال نو

پیام شاهزاده رضا پهلوی بمناسبت گرامیداشت هشتم ماه مارس، روز جهانی زن

هم میهنان عزیزم، زنان آزادۀ ایرانی،

هشتــم مـاه مارس، «روز جهانـی زن» را صمیمانــه بـه یکایـک شمـا شــادباش می گویم.

این روز یادآور فلسفۀ ساده و در عین حال بسیار مهمی است مبنی بر اینکه جنسیت در برخورداری از حقوق تساوی انسان ها نباید اثر گذار باشد و به هیچ عـذر و بهانه ای نمی توان انسان هایی را که دارای سرنوشتی برابراند از حقوق حقۀ خود محروم کرد. انسان ها آزاد به دنیا می آیند و از ارج انسانی یگانــه ای برخــوردار هستند. از این فلسفۀ ســاده، حقـوق آزادی و برابــری زن و مرد ناشی می شود.

حقوق آزادی بستر مساعدی را به دست می دهد که بذر رشد فکری و بلوغ عقلانی زنان در آن شکوفا می گردد. از اینرو نادانی است که بدلیل ترس از «بی بند و باری» با آن مخالفت شود. دفاع از نقش والای حقوق آزادی زنان است که به اجحافات قرون وسطایی و رسوم زن ستیزِ قبیله ای مسلط بر خانواده و جامعه پایان می دهد.

متاسفانه حاکمین وقت بجای تعابیر امروزی و آزادیخواهانه از اسلام، مذهب را وسیلۀ ستم بر زنان و خصومت با حقوق برابر آنها قرار داده اند. از اینرو مبارزه برای دستیابی به حقوق حقۀ زنان با مبارزه علیه دولت مذهبی و استبدادی گره خورده است. نتیجه آنکـه به زنان ایــرانی نباید به چشم توده ای اسیر و در بند نگریست. بلکه بالقوه نیمی از سپاه عظیم آزادیخواهان اند که رهایی واقعی و شأن انسانی پایدار خود را در یک دولت غیرمذهبی یعنی در دموکراسی آزاد ایران جستجو می کنند.

جنبش آزادیخواهانه و حق طلبانۀ زنان ایران در طول تاریخ تحسین برانگیز و گویای شجاعت و شهامت آنان در احقاق حقوق خود بوده است و در ایران امروز نیز پرچمدار مبارزه در راه آزادی هستند.

خداوند نگهدار ایران باد

رضا پهلوی

 پیام شاهزاده رضا پهلوی بمناسبت گرامیداشت هشتم ماه مارس، روز جهانی زن

پیام شاهزاده رضا پهلوی بمناسبت سالگرد تولد نامبارک حکومت ولایت فقیه

هم میهنان عزیزم،

با شما در اندوه و دردی که بمناسبت فرارسیدن سالگرد انقلاب و برقراری حکومت اسلامی حس می کنید سهیمم، اما یقین دارم که تلخی و تاریکی چنین سالگرد نامبارکی را می توانیم با نور امیدی که به حق در دل همۀ هموطنان آزاده و آزادی خواه ما روشن شده است بزُدائیم.

دو رویداد توامان را باید سرآغاز درخشش این نورامید شمرد، توانمندی بی سابقۀ جنبش آزادیخواهانۀ میلیون ها زن و مرد مبارز ایرانی از یک سو و تعمیق شکاف و اختلاف در صف غاصبان و متجاوزان به حقوق ملت، از سوی دیگر.

با هر حرکت خشونت بار حاکمان در ماه های اخیر، ارادۀ شما هموطنان غیورم به پایداری و حق طلبی راسخ تر و دامنۀ ستیزها و اختلاف ها میان سران سردرگم حکومت گسترده تر شده است.

جنبش افتخارآفرینی که امروز، هم خواب از چشم غاصبان ربوده و هم دیدۀ جهانیان را به عظمت ابعاد و حقانیت هدف هایش خیره کرده، عمری دراز دارد. عشق به آزادی و برابری و میل به پیشرفت و مدنیت و آرزوی صلح و مسالمت و مــدارا از دیر بـاز در قلب و ذهن مردم ایـران ریشه دوانـده و نسل های پی در پی از فرزندان وطن را به تلاش برای تحقق شان بارها برانگیخته است.

این جنبش مستمر تاریخی مردم ایران در طلب حقوق و آزادی های انسانی، امروز اوج و عمقی تازه یافته، از ویژگی های کم نظیر برخوردار شده، مهمتر از همه، به مرحلۀ بلوغ و باروری رسیده است. میلیون ها زن و مرد، از هر طبقۀ اجتماعی، با هر تعلق مذهبی و قومی و بهر مسلک و مرام سیاسی، در سراسر وطن به این جنبش پیوسته و به سربازان و رهبران و قهرمانان آن تبدیل شده اند.

به همبستگی و هم نوایی زنان شیردل و جوانان آگاه و مصمم وطن افتخار باید کرد که طلایه دار این حرکت عظیم اند و بهره وران پیروزی نهایی اش.

این زنان و مردان حق جو، آزموده در کورۀ جانگدازی که رژیم متجاوز از ابتدای تسلط شوم خود فرا راه آنها نهاده است، هدف اساسی و تاریخی خویش را نیک می شناسند و اجازه نمی دهند دل مشغولی بهیچ هدف و آرمان دیگری آنان را از مسیری که برگزیده اند منحرف کند و همبستگی بی مثال آنان را به سستی کشد.

هدف آنان کمتر از پی ریزی یک ساختار سیاسی دموکراتیک براساس همۀ موازین و اصول پذیرفته شدۀ منشور حقوق بشر نیست. ساختاری که در آن هیچ مذهب و مسلکی، و بهیچ عنوان و دست آویزی نتواند مانع تحقق و تامین هیچیک از آزادی ها و حقوق مسلم و برابر شهروندان شود؛ ساختاری که در آن قوانین مُلهم از ارادۀ اکثریت و پاسدار حقوق اساسی اقلیت است؛ ساختاری که در آن حکومت تابع ملت است و نه ملت مطیع ولی؛ ساختاری که در آن آزادی عقیده و بیان، آزادی رسانه های جمعی و احزاب، شهروندان را به انتخاب آزادانۀ نمایندگان دلخواهشان توانا می کند.

هر گامی که حکومت غاصب برای تعدیل و تغییر چنین خواست هایی بردارد شما مردم هوشیار و مصمم ایران را از ادامۀ تلاش، آنهم تلاشی تهی از خشونت، برای تحقق کامل آنها باز نخواهد داشت.

یقین بدانید که ادامۀ رفتـار خشونت بار و شـرم آوری که حاکمان بیگانه از ملت برای ارعاب شما برگزیده اند نشان قوت شما و ضعف و هراس روزافزون آنان است.

می دانم که خون هر فرزند عزیزی که ناجوانمردانه بر زمین ریخته شده در رگ های شما جاری است و جان هر هم رزمتان که وحشیانه از او گرفته شده به جان شما پیوسته است.

این پایداری خلل ناپذیر شما هم میهنان مبارزم در راه تحقق اهداف دیرینه، از سویی، و هم بستگی و همدلی بی مانندتان، از سوی دیگر، است که بن مایۀ خودجوشی و شکست ناپذیری این جنبش عظیم بوده است. در هر مرحلۀ مقاومت و مبارزه شما بوده اید که شیوه ها و شعارهای مناسب پیکار را به یاری تجربه های بی شمار برگزیده اید و مستبدان و خشونت ورزان را به عقب رانده اید. با این همه، شماری روزافزون از شخصیت های سیاسی نیز با تایید بسیاری از خواسته های شما و تقبیح رفتارهای ضد انسانی یاران دیروز خود نقشی قابل ملاحظه در تقویت جنبش و سست کردن مواضع رهبران خودکامه و خشونت گرای رژیم مطرود، داشته اند.

مجموع این ویژگی هاست که به جنبش گسترده و پرتوان شما بُعدی تاریخی بخشیده و آنرا بمرحلۀ پیروزی نهایی برحکومتی تبه کار نزدیک تر از همیشه کرده و بخش پایانی سیاه ترین فصل تاریخ بلند ایران را فراروی ما قرارداده است.

من تردید ندارم که شما پیشگامان و رهبران این جنبش عظیم، همانگونه که تا کنون به روشنی و در عمل نشان داده اید از این پس نیز هم چنان با بهره جویی از شیوه های مسالمت آمیز به پیکار ادامه خواهید داد.

اطمینان یافتــن از اینکـه هدف پیـکار تامین آزادی ها و حقـوق مـردم ایران است ونـه کیـن ورزی و انتقام جویی، برشمار کسانی که هر روز به صف آزادگان می پیونـدنـد – و یا دست کم به حقانیت آنان پی می برند – خواهد افزود.

با احساس چنین اطمینانی است که وجدان های خفته بیدار و چشمان بسته باز خواهد شد. آغوش باز و استقبال شماست که می تواند سپاهیان که وظیفه شان حفاظت از مردم وحراست از آب و خاک و تمامیت ارضی ایران است را در کنار شما قرار دهد.

امید و آرزوی من اینست که ایرانیان دور از میهن عزیزنیز، همبسته و هم صدا، و فارغ از رقابت های خُرد و نابهنگام، به پشتیبانی بی دریغ از هم وطنان پُردل و پُر شور وطن برخیزند. افشای هرچه بیشتر جنایات نظام ولایت فقیه، و آگاه ساختن مردم آزاده و آزادی خواه جهان از خواست ها و آرمان های انسانی جنبش تاریخی ایرانیان، می تواند بر شمار دولت هایی بیفزاید که به تدریج به مخالفت با رژیم نامشروع و مطرود جمهوری اسلامی و پشتیبانی از خواست های هم وطنان مبارز برخاسته اند.

خواهران و برادران مبارزم،

به شما فرزندان دلیر، به شما افتخارآفرینان تاریخ وطن، به شما سازندگان ایرانی آزاد و آباد و توانا و صلحجو درود می فرستم.

به پیروزی نهایی و قاطع شما و شکست کامل دشمنان زبون و حقیرتان اطمینان دارم و با هرچه درتوانم هست خواهم کوشید تا بتوانم سهم خویش را به عنوان یکی دیگر از فرزندان دور افتاده از وطن برای توفیق شما و سربلندی ایران عزیز ادا کنم.

خداوند نگهدار ایران باد

رضا پهلوی

 پیام شاهزاده رضا پهلوی بمناسبت سالگرد تولد نامبارک حکومت ولایت فقیه

پیام شاهزاده رضا پهلوی بمناسبت سالروز 17 دی

هم میهنان آزادی خواهم،

دختران، خواهران، و مادران شیردل ایران،

امروز سالگرد و یاد آور فصل پربار دیگری از تاریخ معاصر میهن عزیزماست. فصلی که به حق می توان فصل رهائی زنان ایران از بند اسارت نامید. در این فصل بود که زنان پس از قرن ها اجبار به رعایت سنّت های کهن و تبعیض آمیز جامعۀ مرد سالار، از حصارها و محدوده های تحمیلی بیرون آمدند و به راهی گام نهادند که سرانجام و ناگزیر به تحقق همۀ آزادی ها و حقوق انسانی آنان خواهد انجامید. گرچه کشف حجاب در آغاز با مقاومت های سرسختانۀ گروهی قشری و زن ستیز همراه بود، بی تردید می توان آن را نماد و نشانی از آغاز ورود زنان به پهنه های گوناگون اجتماعی دانست. از آن پس بود که قوانین و مقررات ناسازگار با اصل برابـری زن و مرد در ایـران به تدریج رنـگ باخت تا آن جا که در طـی نیم سده عرصه ای از زندگی اجتماعی در ایران نماند که زنان در آن سهم و نقش شایستۀ خویش را نداشته باشند.

هم میهنانم:

همۀ این حقوق و آزادی ها، در پی انقلابی ویرانگـر و ایـران سوز، آماج دشمنی و تجاوز بی انتهای نظام واپس گرای جمهوری اسلامی شد. امّا، زنان هشیار و دلیر وطن در پیکاری سی ساله و پیگیر برای بازیافتن آزادی ها و حقوق از دست رفته نه تنها عقب ننشسته اند بلکه به همّت و آگاهی ها و توانائی هائی دست یافته اند که نظیرش را مشکل بتوان در دیگر جوامع جهان یافت. امروز این زنان دلیر و مصمم در صف نخست پیکار سرنوشت ساز مردم ایران اعتبار و افتخار می آفرینند. در همان حال که مردم دنیا در برابر تصمیم و ارادۀ شکست ناپذیر زنان سر تحسین و تعظیم فرو می آورند، رهبران جمهوری اسلامی تلاش مسالمت آمیز آنان را در طلب آزادی با خشونت خونین و تجاوز وحشیانه ای پاسخ می دهند که در تاریخ نظیرش را نمی توان یافت.

زنان سربلند ایران:

تردید نکنید که پیروزی نهائی بر تاریکی و تباهی و نام بلند و جاودانی در تاریخ از آن شماست. بدانید که به حق در صف رهبری پیکار، پیکاری نیک فرجام و افتخار آفرین جای گرفته اید. مطمئن باشید که پایداری خلل ناپذیر و مسالمت جویانۀ شما به تدریج و سرانجام سپاهیان فریب خورده و افسون شدۀ دشمن را نیز بیدار و آگاه خواهد کرد و به استقبال شما خواهد کشید. دل قوی داریم که تا آن روز فاصله چندان نیست.

خداوند نگهدار ایران باد
رضا پهلوی

 پیام شاهزاده رضا پهلوی بمناسبت سالروز 17 دی

پیام شاهزاده رضا پهلوی در مورد برخوردهای ناجوانمردانۀ رژیم با مبارزین آزادیخواه

هم میهنان عزیزم،

ایران دیارمان باری دیگر به دستور خونریزان حکومت به قتلگاه هم میهنان آزادی خواهمان مبدل شد.

دردمند و اندوهگین از اینکه دفتر جاودان مبارزین راه آزادی چنین سرخ ورق می خورد، شهادت این فرزندان راستین ایران را به همۀ مبارزین راه آزادی و بخصوص خانواده های داغدارشان تسلیت گفته و برایشان آرامش و شکیبایی هرچه بیشتر آرزومندم.

ونیز شما نیروهای مسلح کشور اعم از قوای ارتش، سپاهیان و همۀ نیروهای انتظامی باری دیگر موکدا از شما می خواهم که با تکیه بر وجدان انسانی خویش با نافرمانی از جبارین و پرهیز از برخورد خشونت آمیز با مردم به صفوف ملتی که رسالت حراست از جان و مال و ناموس خود را نزد شما نهاده است بپیوندید.

خداوند نگهدار ایران باد

رضا پهلوی

 پیام شاهزاده رضا پهلوی در مورد برخوردهای ناجوانمردانۀ رژیم با مبارزین آزادیخواه

پیام شاهزاده رضا پهلوی به هم میهنان داخل ایران

درود بر شما هم میهنان عزیزم،

باری دیگر مشتهای گره کرده نیروئی به عظمت شما ملت ایران، شکاف دیگری بر سقف سیاه دیکتاتوری وارد ساخت و آتش فریاد آزادی خواهی شما زمان و زمین را به کام وفاداران به سنت ایران ستیزی جهنم گردانید. باری دیگر ایستادگیتان درسی بود برای حاکمان اهریمن صفت.

ملت عزیز،

چون همیشه، من پشتیبان شما شیرزنان و دلیر مردان کهنه دیار تمدن، ایرانمان، هستم.
دور نیست روزگاری که اندوه از دست دادن عزیزانمان، با پیروزی و برپائی بالاترین ارزشهای انسانی در میهنمان، جایگزین گردد و موجب شادی روانشان گردد .

جنبش حق طلبانه ملت ایران پیروز خواهد بود.

 پیام شاهزاده رضا پهلوی به هم میهنان داخل ایران

پیام شاهزاده رضا پهلوی به مناسبت درگذشت آیت الله حسینعلی منتظری

هم میهنانم،

در گذشت یکی دیگر از نخستین پایه گذاران حکومت اسلامی، احساسات متضادی را در اذهان همۀ ایرانیان آزادی خواه برانگیخته است. آیت الله منتظری، از سوئی، در ایجاد و تحکیم حکومت دینی و نظام ولایت فقیه، که بی کمترین تردید تبه کارترین حکومت در تاریخ کهن وطن ما بوده است، نقشی اساسی و بنیادین داشت. وی از شاگردان و یاران رهبر انقلابی بود که یکی از مخوف ترین حکومت های تاریخ بشری را بر مردم آزاده و شریف ایران مسلط کرد. هم او بود که در نخستین دهۀ عمر این حکومت ضد ایرانی مشارکتش در طراحی برنامه های خانمانسوز رژیم چنان بود که فرزند صدیق امام نام گرفت و به مقام نیابت و جانشینی ولی فقیه رسید. اگر کارنامۀ عمر سیاسی وی به چنین اعمال و رفتاری محدود می شد بی گمان مرگ او تأسفی بر نمی انگیخت.

در دو دهه اخیر، امّا، حسینعلی منتظری به تدریج به راهی دیگر گام گذاشته و به انتقاد از سیاست های حکومتی پرداخته بود که خود در ایجاد و استمرارش مسئولیتی غیرقابل انکار داشت. وی، از جمله به انگیزه های حاکمان در ادامۀ جنگ با عراق خرده گرفت و کشتار بی رحمانۀ هزاران تن از جوانان ایرانی را در آستانۀ پایان جنگ با عراق محکوم کرد. و چنین بود که از مقام جانشینی رهبر برکنار شد و محصور در سرای خویش گه گاه به انتقاد از اعمال و رفتار یاران دیروزش برخاست. در پس نمایش رسوای انتخابات و سرکوبی های خونین و بی رحمانۀ جوانان آزادی خواه ایران بود که حسینعلی منتظری از خرده گیری به سیاست های رژیم پا فراتر نهاد، و برای نخستین بار با صراحتی روزافزون به انکار مشروعیت قانونی و شرعی نظام و رهبرش برخاست. وی در مصاحبه ها و بیانیه های گوناگونش، بیش از هر روحانی سرخورده و نادم دیگری، تجاوزهای بی حساب و بی رحمانۀ رهبران، ایادی و عُمّال رژیم را برشمرد.

بی گمان، در این خطیرترین برهه از تاریخ پیکار مردم ایران علیه نظام خونریز و تبه کار، مواضع و سخنان حسینعلی منتظری در تعمیق شکاف در صف رهبران رژیم و در بیدار کردن وجدان سپاهیان انقلاب و نیروهای بسیجی سهمی به سزا و غیرقابل انکار داشته است. در نبرد سرنوشت سازی که امروز بین اکثریت قاطع مردم ایران، از سوئی، و حکومتی شریر و متجاوز در سراشیب فنا، از سوی دیگر در گرفته همراهی و همسوئی احدی را به هر پیشینه و نظری دستکم نباید گرفت. زندگی سیاسی آیت الله منتظری خود نشان دیگری از امکان تحول و انقلاب در ذهن و رفتار و اندیشه و آراء انسان هاست.

امیدوار باشیم که همنسلان و یاران روحانی دیرین و امروزین وی، چه آنان که همچنان در صف غاصبان حقوق ملت و سرکوبگران فرزندان برومند ایران مانده اند، و چه آنان که به حکم وجدان آمادۀ جبران خطاهای خویش اند، به راهی که او گام نهاده بود قاطعانه گام نهند و مردم ایران را در رسیدن پیروزی بر دشمنان سرکوبگر خود یاری دهند.

خداوند نگهدار ایران باد

رضا پهلوی

   پیام شاهزاده رضا پهلوی به مناسبت درگذشت آیت الله حسینعلی منتظری

هشدار شاهزاده رضا پهلوی به دانشجویان و آزادیخواهان

هم میهنانم،

سیاست، بیش از هر پهنۀ دیگری از زندگی بشری، جایی ست برای آزمون و خطا و کسی که پا به عرصۀ سیاست می گذارد، باید پاسخگوی خطاها باشد و هنگامی که پاسخگو نبود، روشن است که از سوی مردمان آزاده، به حق، به چالش کشیده می شود؛ رژیم جمهوری اسلامی اما، نه استوار بر خِرد انسانی، بلکه مدعی یک نظام الهی عاری از خطاست که انسان را در هیچ وجه اش موجودی واجد حق نمی داند، بلکه او را موجودی مکلف و در بند و بست زنجیره ای از تکلیف ها می انگارد؛

این رژیم، که به علت متکی نبودن به خِردِ خود استوار انسانی و آزادی گزینش برآمده از آن، دو مفهوم «حق» و «قانون» را دور انداخته است و «تکلیف» و «ضابطه» را به جای آنان نشانده است، همزمان از بدو پیدایش اش خود را به سنت معصومانی کوک زده است که داو نمایندگی خصوصی شان را نیز دارد؛ بنابراین مسلم است خمینی، که حتی دولت موقت بازرگان را نیز دولت امـام زمـان نامیـد و بدینگونـه جلوی هـرگونـه نقـد و واپـرسی از آن را گرفت، نمی توانست پایه گذار نظامی باشد که خود را برایندی از رای آزاد انسان ها و خدمتگذار زمین و زمینیان بداند؛ چنین رژیم شعبده بازی، که مفهوم شهروندی در آن، بنا برتعریف، به هیچ وجه محلی از اعراب ندارد، گوهر وجودی اش حکم می کند که سیاست ورزان را تا سطح قدیسان و معصومان بالا برد و انسان ها را، تا نهایت بی حقوقی پایین؛

اما هم میهنانم، این رژیم نیز، چون هر دستگاه حکومتی دیگری، در نهایت چاره ای ندارد جز سر فرو آوردن در برابر منطق زمین و تن در دادن به رای همگانی انسان های خود مختار. ما در ایران پسا جمهوری اسلامی یک چنین نظامی را خواهیم ساخت؛ نظامی استوار بر مبانی تمدن ایرانشهری که دراش نیکی همگانی برایندی باشد از یک همرایی ملی و رای آزاد انسان ها. نظامی، که با پذیرش مفهوم شهروندی و رعایت اصل حاکمیت مردم بر مردم، تعادل میان سود انسان و پاسبانی از طبیعتی را نیز که انسان را زاده است مد نظر داشته باشد و از زن و مرد بتوانند دراش به آزادی و آزادگی، زندگی ای مرفه و عادلانه را از سر گذرانند و جهان و هستی را آباد کنند.

عزیزانم،

این البته چیزی ست که در آینده ای نزدیک در انتظار ما ست، اما اینک بیائید به راستی ببینیم که چه روی داده است؟ پاسخ بسیار ساده است: ملتی ستم کشیده و جوانـانی جـان به لب رسیده که به زور می خواهند آن ها را با قوانینی ضد انسانی و متعلق به قرن ها پیش اداره کنند، عکس کسی را به آتش کشیده اند که ایران شان را آتش زده است. ملت عکس کسی را پاره کرده است، که تمدن ایرانزمین را پاره کرده است؛ آیا به راستی این مدنی ترین و نمادین ترین اعتراض قابل فهم نیست؟ مسلم است که ذره ای انسانیت و شرف برای فهم و پذیرش این واکنش و فریاد برآمده از اعماق بسنده است؛ آنچه که در برابر ما دارد روی می دهد خیلی روشن است: ملتی بزرگ با فرهنگی هفت هزار ساله به بلندای قامت اش برخاسته است، سراش را از پنجرۀ زمان بیرون آورده است و با صدایی رسا دارد می گویـد: من نـه بُت، که آزادی می خواهـم! بُت پـرستـان دیـو منش را امـا، که محبوب ترین قربانی شان از همان روز نخست، همانا آزادی بوده است و شرافت، سر شنیدن نیست؛

ایرانیان،

شکی نیست، ما با یک نظام جادو پیشه و فتنه گر روبروئیم که امروز هر دو جناح اش را بیم مرگ و فروپاشی دربرگرفته است. از این روست که هر دو بال نظام نیز می خواهند آتش زدنِ عکس خمینی را دستاویزی کنند برای خاموش کردن صدای آزادی خواهی ما و جلوگیری از درهم شکسته شدن نظام شان؛ هم میهنانم، این ها دروغ گویان اند که امروز مدعی آزادی خواهی شده اند و برای به آتش کشیده شدن یک عکس ماتم گرفته اند، این ها دروغ گویان اند، چرا که خود نه با سوزاندن عکس، بلکه با سوزاندن انسان های زنده راه خود را به سوی قدرت باز کرده اند؛ آری، اینان همانانی اند که بیش از ۴۰۰ ایرانی بی گناه را در سینما رکس آبادان در آتش سوزاندند تا تنور انقلاب شان را داغ تر کنند!

نه، ما فراموش نمی کنیم که خمینی کسی ست که از همان روز نخست به قدرت رسیدن اش در پشت بام مدرسۀ علوی دست به کشتار گروهی ارتشیان دلاور ایرانزمین زد و آدم کشی را تا سطح یک فضیلت بالا برد و برای جانشینان و شاگردان گوناگون اش نیز به ارث گذاشت؛ خمینی کسی ست که همۀ آن مراجع تقلیدی را که نمی خواستند پای دین به درون حکومت کشیده شود و مخالف او و نظریۀ ولایت فقیه اش بودند، به محض قدرت یافتن یا خانه نشین کرد و یا دستور خلع لباس شان را صادر نمود؛ آیا به راستی بهتر نبـود که به جـای وارد شدن به عرصۀ سیاست، شیـوۀ دیگری را برمی گزیدند؟ و آیا امروز بهتر نیست که از تاریخ درس گرفته و تن به خواست ملی مردم دهند و به جای پایفشاری بر بی راهۀ خمینی، دین را به عرصۀ خصوصی بازگردانند و کار سیاست را به سیاست ورزان وانهند؟ آیا واقعا گوش شنوایی هست؟

دانشجویان عزیزم،

رستاخیز تمدنی و جنبش آزادی خواهی ما به یک نقطۀ بسیار حساس و سرنوشت ساز رسیده است؛ از این رو، امروز باید همگی هشیار باشیم و اجازه ندهیم که رژیم، که زیر فشار دوگانۀ داخلی و خارجی به شدت بی رمق و ناتوان شده است و در آستانۀ فروپاشی کامل است، از تنگنای مرگ آوری که در آن گیر کرده است خود را برهاند؛ امری که مسلما با همت و همدلی همۀ ما روی نخواهد داد و ما به زودی خواهیم دید که همۀ نیروهای ارتشی و سپاهی ایران پرست، در یک اتحاد ملی به ملت آزادۀ ایران خواهند پیوست و ما به اشتراک ایران خود را پس خواهیم گرفت.

هم میهنانم،

بیائید در این روزهای سرنوشت ساز هستی مان، بیائیـد در این پیچ بــزرگ تاریخــی که در آن ایستاده ایم و هر اندیشه و گویش و کُنش مان می تواند نه تنها زندگی شخصی ما، بلکه هستی نوادگان و نسل های بی شمار آینده مان را نیز دگرگون کند، تا جایی که در توان داریم و قوۀ خِردمان اجازه می دهد، در راه راستی و راستان بکوشیم و از دروغ و دروغ منشان دوری جوئیم؛ آری، بیائید تا همگی با هم، همراه با نیاکان مان و مُلهِم ازآنان، از خداوند جان و خِرد بخواهیم که ایران عزیز ما را، نه تنها امروز، بلکه همیشه، از دشمن، دروغ، و خشکسالی معنوی و مادی دور بدارد.

خداوند نگهدار ایران باد

رضا پهلوی

  هشدار شاهزاده رضا پهلوی به دانشجویان و آزادیخواهان

پیام شاهزاده رضا پهلوی در مورد همایش آزادیخواهانۀ دانشجویان در ۱۶ آذر

دانشجویان دلبندم،

ایران به وجود جوانانی چون شما می بالد، در وجود جوانانی چون شما می ماند، و با وجود جوانانی چون شما، می شکفد و پی در پی تازه می شود. عزیزانم، شما با نمایش دل انگیز خود در برافراشته نگهداشتن پرچم آزادگی و آزادی خواهی نشان دادید، که نه تنها امروز نوک پیکان دانایی ایرانی هستید، بلکه با تکیه به نبوغ فرهنگی و تمدنی خود، بی باکی و بزرگ دلی را نیز به خِرد دوستی و مِهر به راستی پیوند زده اید. شما، که مایۀ فخر ایران و مشعل داران راستین سنت شکوهمند جندی شاپور هستید، همانند نیاکان نیک اندیش تان هم دانش دارید و هم بینش، هم خِرد دارید و هم عشق، و به راستی که آمیزش این چهار گوهر ناب، چیزی جز هنر زرین ایرانی بودن نیست، هنری، که شما فرزندان بزرگمهر و برزویه به زیباترین و والامنشانه ترین وجه نمایندگی اش می کنید.

هم میهنان آزادی خواهم، زنان و مردان آزادۀ ایرانی

رژیم ستم پیشۀ فقاهتی به پایان خط اش رسیده است و پیروزی نهایی ما با هر گامی که به اشتراک علیه دستگاه مخوف و آزادی کش خلافت بر می داریم، نزدیک تر می شود؛ آری، ما امروز، از هر روزی به پیروزی ملی و تمدنی مان بر نظام خشم و کین نزدیک تر شده ایم بطوری که می توانیم پیروزی را لمس اش کنیم و بوی جان بخش اش را، به درون سینه کشیم؛

عزیزانم، این روزها روزهایی شاد و سرشار از زیبایی و حقیقت اند، چرا که اینک طشت رسوایی بی لیاقت ترین حکومت قرن از بام تاریخ بر زمین افتاده و پروندۀ انقلاب منحوس خمینی که تلاشی کوراندیشانه بود برای به بند کشیدن روشنایی و بازگشت به سنت تاریکی و نادانی، بسته شده است. آری، امروز روز شادی و نیکبختی ست، چرا که هیچِ بزرگ انقلاب اسلامی در همۀ ابعاداش بر ملا شده است و دختران و پسران شیردل ایرانزمین با به آتش کشیدن تصاویر دو دروغ گو و جنایت کار بزرگ تاریخ ایرانزمین، یعنی خمینی و خامنه ای، پیامی روشن و بسیار آسان فهم به جهان دادند: این رژیم باید در کلیت اش برود! فتنۀ عمیق و وحشت بزرگی که سی سال پیش با آمدن خمینی گجسته به ایران آغاز شد و امروز در ولایت ظالمانه و دانش ستیز شاگردان مکتب اش ادامه می یابد، در بنیاداش برایند یک انحراف تمدنی ژرف و بلند مدت بود که خیلی زود اصالت اهریمنی خود را نشان داد و به یک سرطان فرهنگی بدخیم تبدیل شد، سرطانی، که برای رهایی و درمان بنیادی میهن مان باید آن را به همراه همۀ ریشه ها یش از روح و پیکر جامعه و تاریخ مان درآورده و به دوراش اندازیم؛

شکی نیست که جمهوری اسلامی در هیچ بُعدی از وجوداش درمان پذیر نیست، چرا که بیش و پیش از هر چیز این خود اوست که سرچشمۀ همۀ بیماری ها و پلیدی ها و بدی هاست. امروز شفافیت بیان و روشنی سخن مردم ایران که می گویند "اصل نظام نشانه است"، که می گویند "مرگ بر اصل ولایت فقیه" جای هیچ گونه ابهامی را باز نمی گذارد: موضوع بر سر ولایت فقیه خوب و ولایت فقیه بد نیست، پس به طریق اولی، موضوع بر سر رفتن این دولت و یا آمدن آن دولت نیز نیست، موضوع بر سر بازپس گرفتن و بازسازی دگر بارۀ ایرانزمین است، ایرانزمین، در تمامیت تمدنی اش، نه یک کلمه بیش، نه یک کلمه کم. از همین روست که جز بر معدودی مومیایی شدگان سیاسی که حاضر به بیرون آمدن از غار کهف انقلاب شوم و مردم ستیزانه شان نیستند، دیگر بر هیچ نیروی واقع گرا و مردمی پوشیده نیست که دو راه بیش وجود ندارد: ماندن در کنار انقلاب اسلامی و پای بر گلوی مردم و تاریخ تمدن ایران فشردن، و یا بیرون آمدن از دامن انقلاب و سنت اش، و پیوستن به ایران و فرهنگ شکوهمند و خِرد بنیاداش.

من در اینجا از همۀ امیران ارتش و سپاه، فرماندهان پلیس و دیگر نیروهای انتظامی می خواهم که هر چه زودتر در یک حرکت متحد ملی، همزمان با حفظ و کنترل امنیت همگانی، به مردم بپیوندند و بطور آشکار و بی پرده حساب خود را از حساب خمینی و دژخیمانِ بیگانه صفتِ به جا مانده از او، که چیزی جز متجاوزانی دَدمنش و اشغال گر نیستند جدا کنند. سرداران، اینک این سرود روشن رهایی و بانگ بلند آزادی ست که زیرگوش شما از گلوی نسل جوان ایرانزمین سر داده می شود، اینک این ترانۀ آبی عشق به انسانیت و میهن است که از سوی فرزندان تور و سَلم و ایرج در برابر دیدگان شما خوانده می شود، خویشکاری و وظیفۀ شما در این پیچ بزرگ تاریخ یک چیز بیش نیست: شنیدن تام و تمام این سرود مَهین و سر تعظیم در برابراش فرود آوردن، این، حکم تاریخ و شرف است.

سرداران، من به شما می گویم، نظام خلیفه گری انقلابی، که هرگز جایی برای دفاع کردن نداشته و از همان روز آغاز پیدایش اش مخرج مشترک همۀ بدی ها و برایند همۀ دروغ ها بوده است، اینک دیگر پرانتزی بسته شده و امری پایان یافته شمرده می شود؛ پس شک نکنید که جمهوری اسلامی، به اضافۀ همۀ اعوان و انصاراش به زباله دان تاریخ تعلق دارند و امروز دیگر حتا بی طرفی نیز بی معنی ست، چرا که یا با مردم باید بود و یا بر مردم؛ و من البته به روشنی می دانم که برای سربازان جان برکف این میهن هفت هزارساله، برای آنانی که خود را بازماندگان رستم و اسفندیار می دانند و یگانه تعهدشان مردم ایران و تمدن ایرانی ست، یک گزینش بیشتر وجود ندارد: روی گرداندن از دودمان ضحاکان دروغ آئین، و ایستادن در کنار ایران و ملت راست منش اش. پس بر همۀ یونیفورم پوشان میهن است که بی هیچ قید و شرطی از امنیت داخلی و خارجی ملی و تمامیت ارضی ایرانزمین نگهداری کنند، جلوی هرگونه دست یازی به جان و مال ایرانی را بگیرند و دست هر مزدور بیگانه ای را که می خواهد به سوی فرزندان این بوم کُهن دراز شود، کوتاه کند.

ایرانیان،

ما امروز باید هر روز بیشتر از روز پیش فشار را بر اشغالگران میهن، چه در جبهۀ داخلی و چه در جبهۀ خارجی که دارد بنا بر طبیعت اش منافع ملی ما را به حراج می گذارد، بیشتر کنیم و از هر رویداد و نماد تاریخی که به فرهنگ شادمنشانۀ ملی و خاطرۀ کُهن قومی مان تعلق دارد برای نه گفتن به این رژیم ضد ایرانی سود ببریم. عزیزانم، ما امروز، با همۀ دردهای جانکاهی که ناجوانمردانه بر یکایک مان روا می دارند، می توانیم خرسندی و امید را با حروف بزرگ بنویسیم، چرا که روز آزادی نهایی بس نزدیک است و دیری نخواهد پایید که ما، همه با هم، ایران ما را در صلح و آرامش و امنیت از گماشتگان اهریمن پس خواهیم گرفت.

خداوند نگهدار ایران باد

رضا پهلوی


 پیام شاهزاده رضا پهلوی در مورد همایش آزادیخواهانۀ دانشجویان در ۱۶ آذر